هر شب 1 قرص نورتريپتيلين كه آرام بخش هست ميخورم
.
پريشب از سركا كه اومدم خونه مامان گفت حالش رو داري بريم بيرون؟
-آره فقط صبر كن قرصم رو بخورم
رفتم سر كمد داروها
-قرصم نيست 
مامان :گذاشتمش بيرون
(معمولا كنار تلفن مي گذاشت)
با عجلا اومدم و ديدم يه بسته قرص هست كه رنگ تلقش با قبليها فرق داره.پشتش رو خواستم بخونم كه رو كاغذ آلومينيومش نور لامپ اوفتاده بود.گفتم لابد براي توليدي ديگه اي هست و 1 قرص در آوردم و خوردم
.
جنگي با مامان زديم بيرون .
وقتي اومديم مامان به بابا كه مونده بود خونه گفت:شما از اين قرص خوردي
؟(چون بابام عشق دارو هست)
بابا:نه من نخوردم لابد خودت خوردي يا اوفتاده زمين
مامان :من 1 بسته كامل اينجا گذاشته بودم ولي حالا يكيش نيست

من:مامان من خوردم.مگه خودت نگفتي كه قرصم رو گذاشتي اونجا ؟من هم خوردم ديگه
مامان:خاك بر سرم
-اين براي تو اون طرفه اين قرص چربي خون من بوده كه خوردي
کلی خندیدیم و گفتم دیگه بعدا نگید چرا چاق نمی شی هااا.علتش رو فهمیدید
(آخه همیشه گله از لاغریم دارن
) 
ـــــــــــــــــــــ
پیوست:تو پست قبلی که نگرانتون کرده بودم دلیل بی حالیم این بود که داروئی رو چند روزی قطع کرده بودم و بی دلیل دوباره شروع کردم که از عوارضش بود
)